• وبلاگ : طلبه هاي ونوسي
  • يادداشت : مغفولات زندگي ما
  • نظرات : 0 خصوصي ، 11 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام وب جالبي دارين سربزنيد .
    خوشم مي ياد با انصافي ...... اين دوره و زمونه حب واقعا يعمي و يصم ميکنه.....

    يه نکته جالب همه به نتايج بسيار پرباري اينجا رسيدند جز به غم جانسوز اون پيرمرد که همه خواسته اش خريدن يه نون سنگگه .....

    واي برمن....واي برما ..... شيعه مولا شدن کار من يکي نيست شما رو نمي دونم؟

    پاسخ

    :( سخته! خيلي سخت...


    چرا دلت به حال خودت مي سوزه ...... دعاي نون سنگک 500تومني رو به جون يکي ديگه کن که مردم رو به نون شبشون هم محتاج کرد.... من اون دنيا از اين ها شکايت مي کنم خواهر..... کمر مولا در غم عزيزش شکست اما خودش در غم به لجن کشيدن اسلام ومسلمون ها الان شکسته ..... بذار اگه رقص باعث ميشه کسي از افسردگي دربياد دربياد....گناهش پاي خودش خدا هم انشاالله مي بخشه .ولي برو ببين که به اسم اسلام چه افسرده کردند مردم رو.

    به قول فقيه والا مقام ....بعضي ها با تيغ ريش مي زنن اينها با ريش تيغ مي زنن!

    خواهرم بهتر نيست به جاي دليل اوردن براي عدم کارايي رقص دليلي بياورري از اسلام(که البته بسي بيشتر است) در بد بودن اسلام معاويه اي به ظاهر علوي....... يا علي چه مي کنند با عدالت تو!

    پاسخ

    هر بحث جاي خود دارد... به مقتضاي بحث دليل اوردم...
    + پس من چيم! 
    آه!
    راس ميگي!
    حامد آقا شوخي کرده وگرنه که حرف مفت زده!

    سال هاست که بي خوابي هايم را قطره قطره در چاه مي ريزم

    شانه هايم خسته اند،من حامل جنازه خاطرات جوانمرگ خويشم.

    شب ها به بهانه ي کوله بار نان وخرما، خانه به خانه مي چرخم تا شايد غم بي خانماني خود را از ياد ببرم.

    من از خانه خويش گريزانم ونمي دانم راه خانه ام از کدام کوچه مي گذرد

    آيا دوباره شميم ياس بر خاسته از دستان زهرا(س)در محله خواهد پيچيد؟آه که عطر نفس هاي فاطمه ام در بوي دود وخون اين خانه گم شده است!

    چه بي پروا دوستش داشتم آن يک جفت چشم پر تغزل را که به غروب نخلستان هاي سوخته مي مانست!

    سال هاست که نخل مي کارم؛نه يک جفت، آنقدر که نخلستاني شود براي شب هاي خانه به دوشي ام.سال هاست که با خود مي گويم کاش علي خانه اي نداشت!کاش خانه اش در نداشت! کاش درش مسمار نداشت! شايد آنگاه

    هنوز فاطمه را داشت

    کجاست دستان مهربان زهرايم؟ تا راه حنجره ام را براي گريستن باز کند؟

    کجايي زهراي من نفرين بر آن نامردمان که در برابر چشمان به اشک نشسته علي حرمت آسماني ات را شکستند

    باسلام منتظر نظرات ارزشمند شما هستم


    + حامد 
    آخه دختر طلبه شما نميدونستي که نبايد با غريبه صحبت کني . چرا ندادي بابات يا داداشت بخره ؟ اصلا از نت ميخريدي . کار بدي کردي هم کار غير جايز کردي . همم دل يه پيرمرد و روشکستي و تحقيرش کردي
    پاسخ

    پس به حساب استدلال شما، کلا خانم ها فقط بايد با محارم شون صحبت کنن! سر کلاس هم با استادهاشون هيچ صحبتي نداشته باشن و سوالي نپرسن، به هيچ کدوم از اقوام هم سلامي نکنن و ... بگير تا آخر!
    اگر هم چيزي لازم داشتن و کسي نبود انجام بده بايد اينقدر معطل بشه و صبر کنه تا شااايد فرجي شد!
    بيخيال بابا !
    زيبا بود.

    بله همين جملات كوتاه و امان از اين جملات كوتاه ...

    ياعلي(ع)
    + مجتبي 


    با سلام

    زندگي ماشيني ما امروزه به جاي آگاهي وبينش تغافل وفراموشي را به بار آورده .ديگر نمي توان به داشته هاي خود باليد .ما فراموش شدگان عادات خويشيم

    خواستم يک پيشنهادي کنم که در باره مقولات اين دست مهم بيشتر قلم فرسايي کنيد وبا نگاه تيز بيناه به پديده هاي اجتماعي اين فراموشي را به آگاهي تبديل نمايم

    پاسخ

    سلام. انشاءالله...
    سلام بسيار عالي بود


    سلام

    ادبي و ظريف بود

    موفق باشيد