• وبلاگ : طلبه هاي ونوسي
  • يادداشت : وقتي بعضي چيزها عادي شود...
  • نظرات : 13 خصوصي ، 57 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + نيما 

    بگذاريد يک خاطره هم براتون بگم از همين رفتار ها.

    دو نفر از دوستان روحاني من که يکيشون کمي مسنه و ديگري نسبتا جوان در يک مدرسه دخترانه در شهر قم کلاس داشتند.

    چندين ماه تلاش کردند تا در اين دختر هاي دبيرستاني (که خيلي هاشون مشکلات رفتاري اخلاقي يا فکري داشتند و متاسفانه معلمينشون از پس اونها به هر دليلي بر نيومده بودند) ايجادا اعتماد به روحاني کنند و بعدشم بهشون بقبولانند که همونطور که انسان نياز داره تو دفتر تلفنش شماره اورژانس و آتش نشاني و پليس 110 رو داره و در مواقع اضطراري با اونها تماس مسگيره بايد براي خودش يک روحاني قابل اعتماد داشته باشه و شماره اونو داشته باشه تا در مواقعي که روحش در تلاطم مي افته و نياز به کمک داره و کسي رو پيدا نميکنه به اون روحاني پناه ببره. البته ظاهرا تذکر داده بودند که خانواده در اولويته و بعد هم از بين معلمها اگر کسي رو در چنين مواردي متخصص تشخيص ميدند. بعدش هم کساني که هم جنس اونها هستند. ولي اگه جواب نگرفت اگه آروم نشد اگه کسي متخصص مسائل فکري و اعتقادي اون نشد اون وقت با يک متخصص مشورت کنه تا راه رو عوضي نره و از چاه تشخيص بده.

    ميدونيد جا انداختن اين نکته در جامعه چقدر مهمه و چقدر سخته؟

    اما دقيقا در مرحله برداشت از يک چنين مساله مهم تبليغي معلمين اون مدرسه که به جاي فکر کردن به مسائل اعتقادي و فکري و فرهنگي بچه ها فقط به حجاب فکر ميکردند اونم حجاب ظاهري از گزم شدن روابط دختر خانمها با اين دو روحاني ناراحت شدند و اون دو روحاني رو از مدرسه اخراج کردند.

    اونم نه يک اخراج ساده که بهشون بگند ديگه نيايد بلکه با نامه نگاري و تهمت و هزار جور آبروريزي.

    حالا شما بگيد آبروريزي و بد بين کردن مردم به روحانيت گناهش بيشتره يا اينکه مثلا اون دختر ها حجابشونو درست رعايت نکنند؟

    ميبينيد که واجبات براي ما وزن صحيحي ندارند. تارمو گناه کبيره است اما غيبت که اشد من الزنا هست برامون عاديه.

    از اين نمونه ها زياد تو دستم دارم.

    يکبار يه دوستي ميگفت اين دختر ها تو کلاس جلوي ما از ترس مدير چادر سر ميکنند ولي بيرون همين کلاس نه تنها دختر ها که معلمشونم با مانتو مياد پيش ما.

    حجاب خوبه اما اگه دروني نشه هيچ ارزشي نداره. ميشه همين خانم نامداري که همتون ازش گله منديد.

    بازم ميگم دلم ميخواد نظر همتونو در مورد نگاهم به حجاب بدونم.

    پاسخ

    به قول مادر بزرگ مادرم:
    کي چي کار به چهارشنبه داره!
    خب اينا چه ربطي به من داره!
    ما هميشه عادت داريم هرکي اگر حرف حقي رو هم بزنه داد بي داد راه بندازيم چرا اونو نمي گي اينو نمي گي!
    من ي کلمه گفتم بد حجابي عادي شده کسي بد نمي دونه همين!
    آيا از رواج غيبت و تهمت دفاع کردم؟؟؟؟
    آيا از اينکه کدوم بدتره حرفي زدم؟؟؟
    همش بده هر کدوم در جاي خود!